سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
195
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
مصدر / اليمن / بركت داشتن مشتقات باب يئس ييئس ماضى معلوم / يئس / نااميد بود يك مرد غائب در زمان گذشته ماضى ممجهول / يئس / نااميد شد يك مرد غائب در زمان گذشته مضارع معلوم / ييئس / نااميد است يك مرد غائب در زمان حال يا آينده مضارع مجهول / يوئس / نااميد مىشود يك مرد غائب در زمان حال يا آينده امر غائب معلوم / لييئس / بايد نااميد باشد يك مرد غائب در زمان حال امر غائب مجهول / ليؤئس / بايد نااميد شود يك مرد غائب در زمان حال امر حاضر معلوم / ايئس / نااميد باش تو يك مرد حاضر در زمان حال امر به صيغه / لتوئس / نااميد بشو تو يك مرد حاضر در زمان حال نهى / لا ييئس / نبايد نااميد باشد يك مرد غائب در زمان حال جحد / لم ييئس / نااميد بوده است يك مرد غائب در زمان گذشته نفى / لا ييئس / نااميد نيست يك مرد غائب در زمان حال يا آينده استفهام / هل ييئس / آيا نااميد است يك مرد غائب در زمان حال يا آينده اسم فاعل / يائس / يك مرد نااميد اسم مفعول / ميئوس / يك مرد نااميد شده مصدر / اليأس / نااميد بودن تبصره - غير از ماده يئس ييئس كه از باب سمع يسمع بوده و به معناى نااميد بودن است ماده ديگرى است از همين باب به همين معنا لكن غالبا با اين ماده مشتبه مىشود به جهت اينكه حروفش همين حروف است فقط فرق جزئى با اين ماده دارد و آن اينست كه در اينجا فاء الفعل ياء است و عين الفعل همزه و در آنجا به عكس است يعنى أيس ييئس است كه اسم فاعلش آئس و اسم مفعولش مأيوس و مصدرش اياس مىشود .